تبليغاتX
رز صورتی

roze-suraty

مهرداد

roze-suraty

http://roze-suraty.blogfa.com

رز صورتی

رز صورتی

رز صورتی

رز صورتی

این گلهای رز از طرف من تقدیم به شما

 

 

 

 

 

 

بازگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:7 توسط مهرداد |
رز

میخوام گل رز صورتی برات بفرستم  تا فریاد بزنه و بهت بگه چقدر عشقت برام دلنشینه

 

و گل رز زرد را تا بهت بگه همیشه در خاطرم هستی

 

و گل رز سرخ را تا همیشه در گوشت زمزمه کنه که در خاطرم هستی

 

بازگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 16:57 توسط مهرداد |

مطالب طنز

     راههای کلاس گذاشتن


اگر شصت پاي شما زير اجاق گير كرده و شما آن را باندپيچي كرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب بدهيد:” موقع تكان دادن پيانوي پاپا پام مونده زيرش”

 اگر صورت شما بر اثر جوشكاري زير آفتاب سوخته، بايد بگوييد: ” از اسكي آخر هفته نمي توانم بگذرم”

 اگر به خاطر تك چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه زمين خورده ايد در جواب بايد بگويد: “با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف كرديم.”

 اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان كنيد: “ديشب با قهوه جوش اين جوري شد”

اگر بر اثر ضربه چكش ناخن شما شكسته، بايد بگوييد: “به سيم گيتارم گير كرده”

 اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن كوپني زير چشم شما كبود شده، جوابتان اين باشد: “چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد”

 اگر ميني بوس شما در جاده خاكي چپ كرد و حسابي مجروح شديد، بسيار عصباني بگوييد: “الكي می گويند زانتيا” ايربگ” داره”

 اگر كف دست شما به قوري يا سماور چسبيد، بگوييد: “حواسم نبود ميله شومينه زيادي داغ شده بود.”

سعي كنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد كنيد

داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است

براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد

مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است

هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد

اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد

مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند

در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد

و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف ….. و

يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد

هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد

هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد

به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد

هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد

در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد

 

چند راه برای راه رفتن روی اعصاب دیگران
   

۱-روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

 ۲-سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

۳-وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

۴-وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

۵-کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

۶-همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

۷-جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

۸-روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

۹-وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

۱۰-از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

۱۱-در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

۱۲-به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

۱۳-وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

۱۴-وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

۱۵-موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

۱۶-ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

۱۷-بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

۱۸-شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

۱۹-اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

۲۰-وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

۲۱-صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

۲۲-روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

۲۳-وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

۲۴-وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

۲۵-چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

۲۶-بادکنک بچه ها رو بترکونين

۲۷-مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

۲۸-وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

۲۹-بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

۳۰-کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

۳۱-ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

۳۲-توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

۳۳-هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره

۳۴-حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

۳۵-نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

۳۶-دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

۳۷-عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

۳۸-پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

۳۹-با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

۴۰-شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

۴۱-موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

۴۲-توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

۴۳-شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

۴۴-توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

۴۵-توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

۴۶-جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

۴۷-يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

۴۸-توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

۴۹-چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

۵۰-ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدی

 

                                      

 


+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 20:49 توسط مهرداد |
                                   سخن بزرگان سری ۲

 

آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند  "  .  

((سانتایانا))

 


 
" الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد "  . 

((ویکتور هوگو))

 

 


 هفت بار روح خويش را تحقير کردم :


- نخستين بار هنگامي بود که براي رسيدن به بلندمرتبگی ، خود را فروتن نشان می‌داد .


- دومين بار آن هنگام که در مقابل فلجها می‌لنگيد .


- سومين بار آن زمان که در انتخاب خويش بين آسان و سخت، آسان را برگزيد .


- چهارمين بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خويشتن تسلی داد که ديگران هم گناه می کنند .


- پنجمين بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زد و صبر را حمل بر
 قدرت وتوانايي‌اش دانست .

 

- ششمين باز زماني که چهره‌اي زشت را تحقير کرد در حالي که نمي‌دانست

 

 آن چهره يکي از نقابهاي خويش است

 

- هفتمين بار وقتي که زبان به مدح و ستايش گشود و انگاشت که فضيلت است .

  (( جبران خليلی جبران ))

 

 

 

خيلي جالبه:
از سوسك مي ترسيم...از له كردن شخصيت ديگران مثل سوسك نمي ترسيم
از عنكبوت مي ترسيم...از اينكه تمام زندگيمون تار عنكبوت ببنده نمي ترسيم
از شكستن ليوان مي ترسيم...از شكستن دل آدما نمی ترسيم
از اينكه بهمون خيانت كنند مي ترسيم...از خيانت به ديگران نمی ترسيم

 

 

زندگی آنچه زیسته ایم نیست

بلکه چیزیست که یاد می آوریم تا روایتش کنیم

                                        (( گابریل گارسیا مارکز ))

 

تعلیم به احمق ها همانقدر بی ثمر است که بخواهیم با صابون ذغال را سفید کنیم . 
  ((کیتز)) 

 

زیباترین خوی زن ، پاکدامنی اوست .

((اُرد بزرگ))

 

زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است . 

((اُرد بزرگ))

 

خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند . 

((فردوسی خردمند))

 

آن کس که نمی تواند فرمان دهد بایستی فرمان ببرد

((فردریش نیچه)) 
 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:13 توسط مهرداد |

sms عاشقانه سری 1

 

از باران، باريدن را آموختم از بغض نباريدن را، از اشک چکيدن را، از شعر جوشيدن را، از چشم گريستن را، از عمر هستن و نيستن را، و از همه ي شما در تمام عمر با عشق زيستن را، پس ... بياييد همه با هم بلند فرياد کشيم و بخوانيم. تا قله ي بلند عشق پرواز خواهيم کرد

 

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

 

دل تو اولين روز بهار… دل من آخرين جمعه سال… و چه دورند و چه نزديک به هم

 

بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است : گفت 2 بخش است کودکي و پيري . گفتم : پس جواني چه شد .

 گفت : با عشق سوخت ... با بي وفايي سوخت ... با جدايي مرد.

 

ببخشيد از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم مي خوستم ببينم شما قلبتون مستاجر نمي خواد؟؟؟؟؟

 


دستت رو بکن تو موهات .. يه تارش رو بگير دستت .. همونو به يک دنيا نمي دم

 

 ديشب خواستم واسه دلم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز كردم چشمم به شعري افتاد كه هيچ ربطي به دلم نداشت تازه فهميدم كه دلم مال خودم نيست


وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:عطش ديدنت.... شوق بودنت....و اندوه بي توموندنت

 

ه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

 

خواستم خونه عشقو تو قلبت بسازم، اما شهرداري مجوز نداد!

 

اگر عشقم حقيره .اگر جسمم کويره . اگر  هميشه تنهام . اگر خاليه دستام .براي تو عاشق ترين عاشقه دنيام


نگاهي آشنا به ياس کردم ...تو را در برگ گل احساس کردم...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم


زندگي را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست دارم تا آخرين نفس


چيه فکر کردي يک 1 اس ام اس جديده ؟ يا فکر کردي کارت دارم ؟ نه بابا فقط مي خواستم بگم دوستت دارم

 

وقتي هستي نيستم

وقتي نيستي هستم

وقتي هستم نيستي

وقتي نيستم هستي

اي همه ي نيست شده ي هستي

هستي من، نيست ميشود وقتي تو نيستي

 


ميدوني فرق تو با عزراييل چيه ؟؟؟؟
.

.

.

.

.

عزراييلو ببينم ميميرم ،

تورو نبينم ميميرم

 

جنگل خودش را با درخت تعريف مي کند

دريا خودش را با آب

کوه خودش را با سنگ

من خودم را با تو

 

 

آخر از عشق تو ساكن كليسا ميشوم .

ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم .

آنقدر بر كشتي عشقت نشينم همچو نوح .

يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم


ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگذره...

ولي تو که دنياي مني چطوري ازت بگذرم؟


فراموش نکن که تو براي دنيا يک نفر هستي،

اما ميتوني براي يک نفر يه دنيا باشي


بزرگترين گناه : سکوت،

بزرگترين شجاعت :دوست داشتن،

بزرگترين سرمايه : يار،

بزرگترين بلا : فريب ،

بزرگترين اسرار : صداقت،

بزرگترين افتخار : عاشق شدن

 

مثل شقايق زندگي کن کوتاه امازيبا مثل پرستو کوچ کن فصلي اما هدفمند مثل پروانه بمير دردناک اما عاشق

 

دنيا رو مي بيني؟ وقتي يکي رو دوست داري اون دوست نداره، وقتي يکي دوست داره تو دوسش نداري. دو نفر هم که همديگر رو دوست دارن هيچ وقت به هم نميرسن

ميدوني شباهت تو با قهوه چيه؟ رقيقه مثل قلبت خوش رنگه مثل چشمات تلخ مثل دوريت.

 

عکس عاشقانه سری 1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:11 توسط مهرداد |
        چند عکس از شهر خودم(دزفول)

 

آبشار نمکی

  

 

شیرجه در رودخانه دز (تفریحگاه ساحلی علی کله)    

 

مجسمه یعقوب لیث صفاری

                 

 پل قدیم (پل رومی ) متعلق به دوره ساسانی

خانه تيز نو

آبشار شوى

مسير آبشار شوى

آبشار شوى دزفول

طبيعت دزفول

طبيعت دزفول

آسیاب های قدیمی دزفول

پل قدیم دزفول

 

شنا در رودخانه دز

غروب دزفول

www.roze-suraty.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 14:34 توسط مهرداد |

شعر طنز


گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد
   

عشق
عشق يعني علاقه
نه كفگير و ملاقه
دوست دارم يه عالمه
اندازه ي يه قابلمه
من عاشق تو هستم
تو قابلمه نشستم
يه لنگه كفش تو دستم
منتظرت نشستم

 

                               نبرد رستم و ویروس

كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي Disk داد / بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين Disk باشد يكي File ناب / كه بگرفتم از Site افراسياب

چنين گفت رستم به اسفنديار / كه من گشنمه نون سنگگ بيار

جوابش چنين داد خندان طرف / كه من نون سنگگ ندارم به كف

برو حال مي‌كن بدين Disk، هان! / كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه‌اش / شتابان به ديدار رايانه‌اش

چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دكمه Power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت / يكي List از Root ديسكت گرفت

در آن Disk ديدش يكي File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود

كز آن يك Demo شد پس از آن عيان / با فيلم و موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد Hang / كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگرباره Reset نمود / همي كرد Hang و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد / ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود / بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش / يكي ديسك Bootable آورد پيش

يكي Toolkit، Hard اندرش / چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز Virus يافت / پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو Virus را نيك بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش

يكي ضربه زد بر سرش Toolkit / كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit

به خاك اندر افكند Virus را / تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش / كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن / ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار / نگيرد دگر Disk از  اسفنديار

 


+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:26 توسط مهرداد |

                     

 

                                  جوک سری ۱


نبرد رستم و لر: چنانت بكوبم به گرز گران كه ديگر نيايي به مازندران
پاسخ لره : چنان ايزنم بر سرت با بلوك كه ترتر بريني به گور بووت !!!

 

به غضنفر ميگن وبا اومده . ميگه چی چی آورده؟

 

یکی رو ميگيرن مي برن زندان. رو ميکنه به نگهبان زندان ميگه آقا لطفا يه ليوان آب بديد آقاهه محل نميزاره دوباره ميگه حاج آقا لطفا يه ليوان آب بديد باز هم محل نميزاره. اين دفعه ميگه کربلايي يه ليوان آب بديد آقاهه ميره يه ليوان آب مياره بعد رو به زنداني ميگه ازکجا فهميدي من کربلايي هستم زنداني ميگه چون هم کري و هم بلايی.

 

غضنفر ميره مسابقه‌ي قرآن خواني، سوره‌ي بني اسرائيل بهش می افته انصراف ميده!

 

به غضنفر ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

 

 

غضنفر پيشه دوس دخترش ميگوزه ميگه اي بابا بازم اس ام اس

 

 از غضنفر ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش

 

 

غضنفر به دکتر رفت و از دل درد شکايت کرد.دکتر از او پرسيد: چي خوردي؟ غضنفر گفت: خربزه-عسل-تخم مرغ-ماست-ماهي-نمک-شکر ! دکتر هم شاکي شد و گفت: تا شب خواهي مرد.اگر هم نمردي خودت را از کوه پايين بينداز- مردتيکه خر.

 

 


به غضنفر ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب اين دفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش.

 

 

غضنفر رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل

 

 

يک ترکي ازترکاي ترکيه بنام ترکان روي ترک موتور يک ترياکي، با ترکه ميزنه به ترکه و توي تراکم ترافيک مي خورن به تيرک وکله ترکه ترک مي خوره وموتورش مي ترکه ومتروکه مي شه. ناچار توي تاريکي اونو ترک مي کنه و مي ره کنار رود اترک تارک دنيا مي شه

 

 

غضنفر مياد تهران ويه تاکسي ميخره که مسافر کشي کنه؛خانمي ازش ميپرسه:آقا ببخشيد کريم خان ميريد؟ترکه ميگه:آره خب اگه نميريد که ميترکيد


سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده

 

 پيام تبريک غضنفر: حلول ماه مبارک نوروز را بر تمام فجر آفرينان عرصه ايثار و پيروان آن حضرت صلوات

 

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف . ب . پ . ت . ث . چهار . پنج . شش . هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: اي . بي . سي . چهل . پنجاه . شصت . هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا . بتا . ستا . چهارتا . پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج . پنج . شش . هفت...


اگه يه روز بريو بريو بريو بريو بريو بريو بريو بري... به خونتون هم نرسي تازه مي فهمي كه كلاغه توي قصه ها چي ميكشه !
 
چرخه‌ي زندگي مردها : بچگي : مامان ذليل . جوني دوست دختر ذليل . ميان سالي : زن ذليل . پيري : فرزند ذليل . بعد از مرگ : ذليل مرده 

عزيزم بو سم ميدي .بوسم ميدي . بوسم ميدي .بوسم ميدي ... خيلي بوسم ميدي سم پاشي مي کردي ؟


روي سنگ نوشتم که دوست دارم ...همون بخوره تو سرت که حاليت نمي شه !

 

تا حالا يه بچه ميمون رو تو يه پلاستيک ديدي؟

اگه جوابت منفيه يه نگاهي به گواهينامت بکن

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:6 توسط مهرداد |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

JavaScript Codes کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali